گفتگو با جامعه شناس مرتضی ثاقب‌ فرSample Image

  سؤالات خود را ابتدا از مقاله جنابعالي با عنوان بن‌بست‌هاي جامعه‌شناسي شروع مي‌کنيم. در آن مقاله مطرح نموده‌ايد که «با توجه به سابقه بيست‌وچند ساله‌ام در تحقيقات و مطالعه جامعه‌شناختي به اين نتيجه رسيده‌ام که جامعه‌شناسي هنوز نتوانسته در کسوت يک علم ظاهر شود"

 با توجه به اينکه پديده‌هاي اجتماعي نيز مانند ساير پديده‌هاي علمي از منطق و قانونمندي برخوردارند، چگونه مي‌توان هم تصادفي نبودن پديده‌هاي اجتماعي و هم علم نبودن جامعه‌شناسي را پذيرفت؟ آيا اين دو اعتقاد مانعه‌الجمع نيستند؟